محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى

مقدمهء مصحح 79

آثار عجم ( فارسى )

چاره‌جويى بموقع ، از انهدام اين سنگ كه اثر خط خود فرصت و حاصل رنج و نظارت خود اوست ، پيشگيرى نمايند . . . « 1 » » . باز همان شاعر تاريخ فوت فرصت را چنين ساخته است : بر هزار و سيصد افزون سى و نه * شد ز تاريخ عرب چون سال و ماه شنبه روز دهم بود از صفر * در سفر شد فرصت اندر صبح‌گاه سال تاريخش شعاع الملك گفت * « آسمان علم و دانش رفت ، آه » سال 1339 قمرى خصوصيات روحى و اخلاقى فرصت : فرصت شاعرى عارف‌پيشه و صورتگرى مردم دوست و دانشمندى رقيق القلب است كه دلش از محبت انسانها ، لبريز است و به ايران - گذشته ، و حال و آينده آن - عشق مىورزد و پيوسته به سعادت مردم ميهن خويش مىانديشد و نگران پيشرفت و سعادت و رفاه و سربلندى مردم ايران زمين است ؛ بنابر اين از نامراديهاى مردم ، رنج مىبرد و نادانيها و عقب‌افتادگيهاى اجتماعى را نمىپسندد و از آنها به سختى متألم است و از آنجا كه مردى هوشيار و با مطالعه است ، با مقايسهء اوضاع و احوال ايران عصر خود با وضع سرزمينهاى پيشرفته ، زندگى مردم ديار خويش را با مردمان ديگر ممالك مىسنجد و در جستجوى آن است كه راز و رمز پيشرفت ديگران و عقب‌افتادگى كشور خود را بشناسد و هوشيارانه به ارائهء پيشنهادهايى بپردازد كه مردم ايران را از دايرهء عقب‌ماندگى بيرون آورد و به شاهراه سعادت بكشاند ؛ به همين جهت او توجه به علوم جديد را از ضرورتهاى اجتماعى دوران خود مىداند و از معدود رجالى است كه بسيار زود به ضرورت كسب معارف جديد ، حكومت قانون و همگامى با تحولات اجتماعى و سياسى و فرهنگى تازه پى مىبرند و از پيشگامان نوجويى و نوآورى و تحقيقات علمى و فنى و ابتكارات هنرى مىباشند .

--> ( 1 ) . بخشى از نامهء بانو نصرت الملوك كشميرى ، از دبيران ، نويسندگان و روزنامه‌نگاران شيرازى ( حفظها الله تعالى ) .